مرور سیستماتیک و متاآنالیز
محدودههای طبیعی کششهای فازی و نرخهای کشش دهلیز چپ با اکوکاردیوگرافی دوبعدی speckle-tracking در کودکان
دهلیز چپ (LA) سه عملکرد فازی اصلی دارد: مخزن، هدایت کننده و انقباض. این عملکردها نقش حیاتی در تنظیم پر شدن و عملکرد بطن چپ (LV) ایفا میکنند. کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش میتوانند برای ارزیابی این عملکردها استفاده شوند. اکوکاردیوگرافی دوبعدی Speckle-Tracking ابزاری غیرتهاجمی، تکرارپذیر و عملی است که دقت بیشتری نسبت به تصویربرداری داپلر بافتی معمولی در اندازهگیری این پارامترها ارائه میدهد. در بزرگسالان، کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش بهعنوان شاخصهای معتبر اکوکاردیوگرافی برای اختلال عملکرد سیستولی و دیاستولی بطن چپ شناخته شدهاند. علاوه بر این، این شاخصها در کودکان نیز بهعنوان پارامترهای تشخیصی مؤثر در ارزیابی فشار پرشدگی و عملکرد سیستولی و دیاستولی بطن چپ ثابت شدهاند.

مطالعات متعددی کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش را در گروههای سنی مختلف کودکان و جمعیتهای با شرایط طبیعی و غیرطبیعی بررسی کردهاند. این پارامترها بهعنوان عوامل پیشبینیکننده قوی و حساس برای گروههای سنی مختلف کودکان با بیماریهای قلبی متنوع، از جمله کاردیومیوپاتیهای اتساعی، محدودکننده و هیپرتروفیک شناسایی شدهاند. به عنوان مثال، کششهای دهلیز چپ در فازهای مخزن و انقباض با اختلال سیستولی بطن چپ در کودکان مبتلا به تالاسمی مرتبط بودهاند. همچنین، کششهای دهلیز چپ در فازهای مخزن و هادی با اختلال عملکرد بطن چپ پس از شیمیدرمانی مرتبط بودهاند.
در شرایط حاد، مانند سندرم التهابی چندسیستمی پس از COVID-19، ارتباط بین این پارامترها و اختلال عملکرد دهلیزی مشاهده شده است. در شرایط مزمن نیز اختلال مکانیکی دهلیز چپ، بهویژه در کودکان دارای قلب پیوندی یا مبتلا به بیماریهای سیستمیک مزمن مانند دیابت ملیتوس و بیماری مزمن کلیوی، گزارش شده است. ارزیابی عملکرد دیاستولی بطن چپ در کودکان با استفاده از اکوکاردیوگرافی یک چالش است، زیرا پارامترهای دیاستولی که در جمعیت بزرگسال استفاده میشوند ممکن است برای کودکان مناسب یا عملی نباشند. علاوه بر این، نبود مقادیر طبیعی مرتبط با سن در کودکان، شناسایی اختلال دیاستولی را به گروه کوچکی از بیماران محدود کرده است، در حالی که دستورالعملهای بزرگسالان برای ارزیابی اختلال دیاستولی در جمعیت کودکان کافی نبودهاند..
تعیین محدودههای نرمال کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش برای استفاده در جمعیت کودکان ضروری است. اگرچه مطالعات قبلی این موضوع را بررسی کردهاند، اما معمولاً شامل نمونههای کوچک بودهاند. تاکنون هیچ مرور سیستماتیکی درباره محدودههای نرمال کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش مشتقشده از 2DSTE در جمعیتهای کودکان سالم انجام نشده است. به همین منظور طاهره داورپسند و همکاران مطالعهای با هدف جمعآوری و تحلیل پژوهشهای موجود درباره محدودههای نرمال کششهای فازی دهلیز چپ و نرخهای کشش مشتقشده از 2DSTE در کودکان انجام دادند.
یک جستجوی جامع در پایگاههای داده PubMed، Scopus، و Embase با استفاده از کلمات کلیدی مانند "دهلیز چپ/دهلیز"، "کشش/اسپکل/تغییر شکل" و "اکوکاردیوگرافی" در ترکیب با دستههای سنی کودکان انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعات انسانی به زبان انگلیسی با شرکتکنندگان سالم زیر 18 سال بود. شرکتکنندگان به سه گروه دستهبندی شدند: نوزادان تازهمتولدشده (تا یک ماه)، شیرخواران (1–12 ماه) و کودکان (1–18 سال). برای تعیین کششهای فازی و نرخهای کشش دهلیز چپ مشتقشده از 2DSTE، از مدل اثرات تصادفی استفاده شد و تحلیل متا-رگرسیون برای بررسی ناهمگنی بین مطالعات انجام گرفت..
این بررسی شامل 17 مطالعه با 1448 شرکتکننده سالم بود. نتایج این مطالعه که در مجله Scientific Reports در سال 2024 به چاپ رسید، برای کودکان، میانگین مقادیر کشش دهلیز چپ در فازهای مخزن، هادی و انقباض بهترتیب 47.3%، 32.8% و 12% نشان داد. میانگین نرخهای کشش دهلیز چپ نیز در این فازها بهترتیب 2.4 s⁻¹،4.3 s⁻¹ و 2.4 s⁻¹ گزارش شد.
ناهمگنی بین مطالعات برای کششهای فازی و نرخهای کشش مشتقشده از 2DSTE به عواملی مانند تعداد شرکتکنندگان در مطالعه، سال انتشار، نرمافزار مورد استفاده، روشهای همزمانسازی، تعداد قطعات تحلیلشده، منطقه جغرافیایی مطالعه، و ضربان قلب نسبت داده شد.
ارسال نظر