ترومبوز در بیماران سرطانی؛ داروها چقدر مقصرند؟
پس از تشخیص سرطان، توجه بیشتر به خود بیماری و درمان آن است. اما یکی از عوارض جدی و نسبتا شایع که گاهی کمتر به آن توجه میشود، لخته شدن خون در رگهاست. این لختهها میتوانند در وریدها (ترومبوز وریدی) یا حتی شریانها ایجاد شوند و در برخی موارد زندگی بیمار را تهدید کنند. مقاله جدیدی در مجله Circulation به این موضوع پرداخته که کدام داروهای ضدسرطان این خطر را بیشتر و پزشکان و بیماران باید به چه نکاتی توجه داشته باشند.
سرطان بهتنهایی بدن را در وضعیت آمادهبهلخته قرار میدهد. سلولهای سرطانی مواد خاصی آزاد میکنند که انعقاد خون را فعال میکند، التهاب را بالا میبرد و دیواره رگها را تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی داروی ضدسرطان هم به این شرایط اضافه شود، در بعضی موارد این تعادل بیشتر به هم میخورد. البته این به معنای آن نیست که همه داروها خطرناکاند؛ میزان خطر بسته به نوع دارو، نوع سرطان، وضعیت بیمار و سایر عوامل متفاوت است.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
داروهایی که بیشتر از بقیه با افزایش خطر ترومبوز مرتبطاند
بررسیهای موجود نشان میدهد برخی گروههای دارویی ارتباط واضحتری با افزایش خطر لخته دارند. داروهای تعدیلکننده ایمنی (IMiDs) که در مولتیپل میلوما استفاده میشوند، مثل تالیدوماید و لنالیدوماید، از جمله داروهایی هستند که این خطر را بهطور مشخص بالا میبرند. به همین دلیل معمولا در کنار این داروها، پیشگیری با آسپرین یا داروهای ضدانعقاد توصیه میشود.
در سرطان پستان، تاموکسیفن (از گروه SERMها) خطر ترومبوز وریدی و حتی سکته مغزی را افزایش میدهد. در مقابل، مهارکنندههای آروماتاز معمولا از این نظر وضعیت بهتری دارند. مهارکنندههای CDK 4/6 که همراه با درمان هورمونی در سرطان پستان استفاده میشوند نیز با افزایش خطر لخته مرتبط گزارش شدهاند؛ بهخصوص آبماسیکلیب (abemaciclib).
داروهای مبتنی بر پلاتین، بهویژه سیسپلاتین، آنتراسایکلینها در بعضی شرایط، آسپاراژیناز در لوسمی حاد لنفوبلاستیک، و برخی مهارکنندههای PARP نیز در مطالعات با افزایش خطر ترومبوز همراه بودهاند. ترکیب مهارکنندههای BRAF و MEK در ملانوما هم خطر آمبولی ریه را بالاتر برده است.
در مورد داروهای هدفمند دیگر مثل مهارکنندههای VEGF یا مهارکنندههای EGFR، شواهد برای ترومبوز وریدی گاهی متناقض است، اما در مورد رویدادهای شریانی (مثل سکته قلبی) دادهها قویتر هستند. مهارکنندههای چکپوینت ایمنی (ICIها) بیشتر با افزایش خطر سکته قلبی و مغزی مرتبطاند تا ترومبوز وریدی، هرچند در مطالعات واقعی میزان ترومبوز وریدی بعد از شروع این داروها قابل توجه بوده است.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
پیشگیری و درمان
خبر خوب این است که راهنماهای معتبر بینالمللی برای پیشگیری و درمان این عارضه وجود دارد. در بیمارانی که بهصورت سرپایی شیمیدرمانی میشوند و طبق ابزارهای ارزیابی خطر (مثل امتیاز Khorana) در گروه پرخطر قرار میگیرند، استفاده از هپارین با وزن مولکولی پایین یا داروهای خوراکی جدیدتر (مثل ریواروکسابان و آپیکسابان) میتواند خطر لخته را کاهش دهد. البته این تصمیم باید با در نظر گرفتن خطر خونریزی بیمار گرفته شود.
در مولتیپل میلوما، مدلهای اختصاصی مثل IMPEDE برای ارزیابی خطر استفاده میشود و بسته به امتیاز، از آسپرین یا داروهای قویتر بهره میگیرند.
اگر ترومبوز رخ دهد، درمان معمولا حداقل شش ماه ادامه پیدا میکند و در صورت فعال بودن سرطان یا ادامه درمان، ممکن است طولانیتر شود. هپارینهای با وزن مولکولی پایین هنوز استاندارد اصلی هستند، اما داروهای خوراکی جدید در بسیاری از بیماران قابل استفادهاند. در سرطانهای دستگاه گوارش یا مجاری ادراری، به دلیل خطر خونریزی بیشتر، معمولا هپارین ترجیح داده میشود.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
نکات عملی برای بیماران و خانوادهها
- علائم احتمالی ترومبوز را بشناسید: تورم و درد ناگهانی در پا (بهخصوص یکطرفه)، تنگی نفس ناگهانی، درد قفسه سینه، یا ضعف و بیحسی ناگهانی یک طرف بدن.
- قبل از شروع هر داروی جدید، از تیم درمان درباره خطر لخته و نیاز به پیشگیری بپرسید.
- اگر داروهای ضدانعقاد مصرف میکنید، تداخل آنها با داروهای ضدسرطان را جدی بگیرید. بعضی داروها سطح ضدانعقاد را بالا یا پایین میبرند.
- وضعیت تحرک، وزن، و سایر عوامل خطر شخصی (مثل سابقه قبلی لخته) در تصمیمگیری پزشک مهم است.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
این مقاله تاکید میکند که عوارض عروقی داروهای ضدسرطان هنوز بهاندازه کافی در کارآزماییها گزارش نمیشوند و ابزارهای ارزیابی خطر فعلی، نوع و دوز دارو را بهخوبی در نظر نمیگیرند. به همین دلیل، همکاری نزدیکتر بین متخصصان انکولوژی و قلبوعروق (کاردیوآنکولوژی) و توسعه روشهای بهتر برای شناسایی زودهنگام آسیب عروقی، از نیازهای آینده این حوزه است.
ارسال نظر