اندازهگیری حجم دهلیزهای قلب در اکو چقدر دقیق و قابل تکرار است؟
این مطالعه نشان میدهد که پزشکان باتجربه، وقتی حجم دهلیزهای چپ و راست قلب را با روش سیمپسون در یک جلسه اکوکاردیوگرافی اندازه میگیرند، نتایج نسبتا پایداری به دست میآورند. با این حال، تغییرات کوچک در این اندازهها ممکن است فقط ناشی از خطای ردیابی باشد و نه تغییر واقعی در وضعیت قلب.
وقتی پزشک برای بررسی قلب بیمار اکوکاردیوگرافی انجام میدهد، یکی از اندازهگیریهای مهم، حجم دهلیزهای چپ و راست است. این حجمها میتوانند درباره فشارهای طولانیمدت روی قلب، نارسایی قلبی، خطر فیبریلاسیون دهلیزی و حتی برخی عوارض دیگر اطلاعات بدهند. در عمل، معمولا فقط یک عدد از این حجم گزارش میشود و پزشک بر اساس همان عدد تصمیم میگیرد. اما این عدد چقدر پایدار است؟ اگر همان پزشک، همان تصاویر را چند ضربان پشت سر هم اندازه بگیرد، اعداد چقدر با هم فرق میکنند؟
پژوهشگران مرکز قلب تهران این سوال را بررسی کردند. آنها ۳۵۱ بیمار با ریتم سینوسی را مطالعه کردند و چهار پزشک باتجربه، هر کدام بیماران خودش را بررسی کرد. هر پزشک حجم دهلیز چپ (در نمای چهارحفرهای و دوحفرهای) و حجم دهلیز راست را در سه ضربان متوالی با روش سیمپسون اندازهگیری کرد. هدف این بود که ببینند داخل یک جلسه و توسط یک نفر، این اندازهگیریها چقدر تکرارپذیر است.
نتایج کلی نشان داد که تکرارپذیری درونمشاهدهگر نسبتا بالا بوده است. ضریب همبستگی درونردهای (ICC) بین ۰٫۸۶۶ تا ۰٫۹۹۴ گزارش شد. دو نفر از پزشکان عملکرد قویتری داشتند و ضریب تغییرات (CV) آنها بین حدود ۳٫۲ تا ۶ درصد بود. پزشک چهارم در اندازهگیری حجم دهلیز راست ضعیفتر عمل کرد (ICC حدود ۰٫۸۶۶ و CV حدود ۱۰٫۳ درصد). در مجموع، اندازهگیری حجم دهلیز چپ پایدارتر از دهلیز راست بود.
عدد مهم دیگری که به دست آمد، حداقل تغییر قابل تشخیص (MDC) بود که بین حدود ۵٫۱ تا ۱۲٫۷ میلیلیتر متغیر بود. این عدد یعنی کوچکترین تغییری که میتوان با اطمینان نسبی گفت ناشی از خطای اندازهگیری نیست و احتمالا تغییر واقعی است. اگر تغییر حجم کمتر از این مقدار باشد، ممکن است فقط ناشی از تفاوت جزئی در ردیابی لبههای دهلیز باشد.
البته این یافتهها محدودیتهایی هم دارند. مطالعه فقط روی بیماران با ریتم سینوسی و توسط پزشکان باتجربه در یک مرکز تخصصی انجام شده است. نتایج را نمیتوان به بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی، پزشکان کمتجربهتر، مقایسه بین پزشکان مختلف، یا اندازهگیری در جلسات جداگانه تعمیم داد.
از نظر کاربردی، این مطالعه به پزشکان یادآوری میکند که هنگام تفسیر تغییرات کوچک در حجم دهلیزها، بهویژه در پیگیریهای بعدی، باید مراقب خطای اندازهگیری باشند. تغییراتی که کمتر از حداقل تغییر قابل تشخیص باشند، لزوما به معنای بهبود یا بدتر شدن وضعیت بیمار نیستند. این موضوع در تصمیمگیریهایی مثل ارزیابی پاسخ به درمان یا پایش عوارض برخی داروها اهمیت پیدا میکند.
ارسال نظر